سلطان محمد مطربي سمرقندي

67

تذكرة الشعراء ( فارسي )

روز ديگر كه ز خورشيد ، سها رخصت يافت * جانب مركز اقبال به صد مهر شتافت « 1 » مطربى در اين ملاقاتها ، تك‌بيتهايى نيز در مدح جهانگير دارد كه به اين شرح است : الهى ! تا جهان باشد شه صاحبقران باشد * به ظلّ شاه باقى تا ابد نور جهان باشد « 2 » * * * الهى ! تا كه مهر و ماه باشد * جهانگير ابن اكبر شاه باشد « 3 » * * * ما و غلامى تو اگر زندگى بود * مقبل كسى كه پيش تو در بندگى بود « 4 » * * * مگو به طرف چمن جلوهء رياحين بين * دلم اسير تو با ديگرى چه كار مرا « 5 » * * * كسى يابد در اين عالم بهشت جاودانى را * كه گيرد از كف شوخى شراب ارغوانى را « 6 » * * * به باده چون لب خود را ز توبه پاك كنم * شراب خورده گزك را ز چوب تاك كنم « 7 » * * * ماه چون كاسهء منير شده * كوچه‌ها همچو جوى شير شده « 8 » * * * در يكى از ملاقاتها جهانگير ، بيتى گفت و از مطربى خواست كه به آن جواب دهد و آن بيت اين است : دل عاشق كباب را ماند * تا نسوزد نمىرود آبش « 9 »

--> ( 1 ) . مأخذ پيشين ، واقعهء بيست و چهارم ، ص 71 . ( 2 ) . همانجا ، ص 17 ، اين شعر را مطربى وقتى سرود كه جهانگير شاه به او صله داده بود و از طرف نور جهان همسر جهانگير نيز ، براى وى صله‌هايى فرستاده شد . ( 3 ) . همانجا ، ص 73 . ( 4 ) . همانجا ، ص 71 . ( 5 ) . همانجا ، ص 40 . ( 6 ) . همانجا ، ص 58 . ( 7 ) . همانجا ، ص 26 . ( 8 ) . همانجا ، ص 41 . ( 9 ) . همانجا ، ص 44 .